این صفحه را به صفحات مورد علاقه خود اضافه کنید-اینجا را کلیک نمایید

پی نوشت


Showing newest posts with label سیاسی. Show older posts
Showing newest posts with label سیاسی. Show older posts

Thursday, 12 March 2009

مجیدی و نتوانستن های خاتمی



از استاد مجیدی مجیدی چند ماه پیش گلایه کردم در موردکلام ایشان به غلامحسین کرباسچی (خواستید اینجا بخوانید)صد البته که هنوز بر سر حرف های هستم اما مطلبی خواندم از وی در مورد سید محمد خاتمی روزی که می خواست با ریاست جمهوری بعد از هشت سال خدا حافظی کند.وی از نتوانستن های خاتمی گفت:بخوانید
یاری: کارگردان برجسته کشورمان بیش از آنکه  از توانستن‌های خاتمی بگوید نقطه قوت او را نتوانستن‌های او می‌داند چرا که خاتمی به هر قیمتی نخواست هر کاری را انجام بدهد، او از چهار سال پیش معتقد است که صدق و سلامت و نيز اهميت عملكرد و وجود خاتمی با گذر زمان به همگان ثابت می‌شود.به گزارش پایگاه خبری یاری،‌«مجيد مجيدى» كارگردان، فيلمساز و عضو فرهنگستان هنر در مراسم «سلام خاتمی» که مرداد ماه سال 84 در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد، با بيان اين كه هنرمندان به گونه اى ديگر و متفاوت از سياستمداران مى‌گويند، گفت:«امروز همه تلاش دارند از توانستن‌هاى شما تجليل كنند اما من مى‌گويم نتوانستيد، نه اين كه نمى‌خواستيد، نه اين كه نمى‌دانستيد، چون توانستن به هر قيمتى را مناسب نمى‌دانستيد.»مجيدى افزود:«امروز شايد زود باشد، بايد كمى زمان بگذرد و فاصله‌اى ميان ما با رخدادها حادث شود تا صدق و سلامت و نيز اهميت عملكرد و وجودشما مشخص شود.»وى گفت:«بغض شما در دومين دوره ثبت نام رياست جمهورى بعضى از ناگفته ها بود و چهره خندان امروز شما درس بزرگى است، آمدن به قدرت با چشم گريان و رفتن با لبى خندان.»مجيدى افزود:«شما قدر امانت مردم را نيك دانستيد و به اسباب اهل سياست اعتنا نكرديد و اين سبب شد پاره‌اى از دوستان كم حوصله به شاكيان تبديل شوند و در مقابل شاكيان پر هياهويتان در كمند صدق شما گرفتار آيند.»وى خطاب به خاتمى گفت:«كارگردان توانايى داشتيد كه اينگونه ناب از كار درآمده ايد، قطعاً آن كارگردان، خداى شما، دين شما، مرام شما و باورهاى شما بوده است، باورهايى كه از مكتب على(ع) و فرزندان معصومش سرچشمه گرفته است.»منبع یاری نیوز

Saturday, 7 March 2009

از لابلای اخبار عصر ایران



عکس تزیینی است 

خدا را شکر ،چینی ها در بازار ساخت و ساز ایران فعال نبودند که آن هم به شکر خدا به زودی فعال میشوند.آقایان بساز و بفروش ها به فکر حرفه دیگری باشید.البته که چینی ها در ایران فعلا برای آموزش دادن آمده اند اما خوب به زودی شاید بازار ایران را هم در بخش مسکن به دست
 بگیرند ،البته که ما ایرانی ها هم  در قبرس و دوبی و جاهای دیگر ساخت و ساز می کنیم که آن کشور ها هم آباد شوند.به این می گویند جهانی شدن
حالا چرا این طرح در قزوین اجرایی شده الله و اعلم
عکس تزیینی است 

عجب انتخاباتی بشود انتخابات دهم ،میر حسین هم آمدنی شده حالا اگر قالیباف و رضایی و ولایتی و حداد و باقی هم بیایند ،عجب کنکوری میشود،همه رجال سیاسی برای یک صندلی ،دیگر سهمیه و تقلب و پارتی بازی هم نمی شود اعمال کرد ،انشاالله 

عکس تزیینی است 

خبر خوب آخر اینکه برنج هم گران میشود،چرا که تا حالا برنج مفت و ارزان بود حالا فقط 10%ناقابل گران می شود که وارد کنندگان برنچ هندی و پاکستانی خدایی ناکرده شب عیدی دچار ضرر و زیان نشوند 

عکس تزیینی است 

کلیه اخبار از سایت خبرگزاری عصر ایران نقل شده و توضیحات آن صرفا جنبه مزاح داشت.هرگونه برداشت سیاسی،انتخاباتی،اجتماعی،اقتصادی جدا ممنوع می باشد 

Saturday, 28 February 2009

سفر بدون ویزا


عصرایران نوشت :گذرنامه ایرانی در قعر جدول جهانی اعتبار(اينجا). برآن شدم که نام اين 25 کشوري که ايران و ايراني را به رسميت جهاني ميشناسند را بیابم .این کشور ها  شامل کشور هايي است که در عکس مشاهده مي کنيد.مالزی ،اندونزی ،ترکیه و جزایر سایشل شاید تنها جاهای بدرد بخور این لیست در نگاه اول است .همين

Thursday, 19 February 2009

کمی با انتخابات تا انتخابات


کمی با انتخابات تا انتخابات سری مقالاتی خواهد بود که تا روز انتخابات به رشته خواهم آورد که امیدوارم بتوانم بدون در نظر گرفتن
شخص و گروه خاصی ،بدون جانبداری به بیان واقعیت های جامعه بپردازم.انتخابات ریاست جمهوری دهم با اعلام حضور سید محمد
خاتمی ،مرد سال های دور اصلاحات وارد عرصه ای جدیدی شد.حضور قطعی چهری ای آشنا به نام کروبی از آغازین روز های امسال
و در پی آن گمانه زنی های مختلف از آمدن و نیامدن ها ،تنور داغ انتخابات را داغ تر کرد. تا اینجا حضور خاتمی ،کروبی و محمود احمدی نژاد
قطعیت دارد.اما چه کسی می ماند و یا چه کسانی به این لیست اضافه خواهند شد چیزی است که در روز ها و ماه های آینده مشخص خواهد
شد. اما در بین این سه نفر محمود احمدی نژاد با داشتن قدرت و امکانات اجرایی کشور ،شاید خود را تنها پیروز انتخابات می داند اما
طیف حامی اصلاحات و محمد خاتمی ،داشتن جایگاه مردمی محمد خاتمی را عامل پیروزی وی می دانند .اما حضور کروبی در جریان
انتخابات و با توجه به حضور درخشانش در انقلاب می تواند سوال برانگیز باشد که چرا او برای ریاست دولت شدن در ایران به جد
تلاش می کند .اما اگر چهره های دیگری نیز وارد این عرصه شوند داستان به کجا خواهد رسید.چهره هایی چون میرحسین موسوی،قالباف ،محسن
رضایی و سایرین می تواند استراتژی اصولگرایان را بر هم بریزد .آیا اصولگرایان بر سر محمود احمدی نژاد اجماع خواهند کرد.آیا کروبی
به نفع کسی انصراف خواهد داد؟آیا موسوی می آید ،آیا قالیباف برای ریاست جمهوری یازدهم تلاش می کند و هزاران
سوال دیگر که پاسخش را هیچکس نمی داند.

Monday, 9 February 2009

Saturday, 24 January 2009

کمی بی ربط از دنیای زعفرانی


یکی از اجزای جدایی ناپذیر سفر های ایرانی که سال هاست زینت بخش سفر های همگان است  شاید هم بود،زعفران بوده که به طلای سرخ مشهور است اما دو خبر رسمی و یکی هم غیر رسمی به نقل از خبر گزاری خودم.اول از خبرگزاری تابناک.تابناک نوشت :قیمت زعفران به کیلویی چهار میلیون تومان رسید(اینجا)و در خبری دیگر نوشت :مزارع خشخاش افغانستان به مزارع زعفران تبدیل می شود(اینجا) و اما خبر آخراین زینت بخش سفر های ایرانی در بازار به قیمت مثقالی 22 هزار تومان عرضه می شود.این سه خبر در کنار هم شاید زنگ خطری باشد برای مسولین که می خواهند اشتغال زایی کنند.امیدوارم روزی نرسد که همانند گندم و برنج ،زعفران را از کشور دوست و برادر افغانستان وارد کنیم همانگونه که برنج هندوستان و پاکستان بر سفر های ایرانی به همه ما دهن کجی می کند.اقتصاد و تجارت و سیاست سه برادری هستند که می توانند کشوری را گلستان و یا ویران کنند .

Thursday, 15 January 2009

تحریم های گوگل برای کاربران ایرانی کروم

بی شک اینترنت وسیله ای برای ارتباطات بین المللی بدون در نظر گرفتن هر گونه تبعیض است اما کشور هایی که  به عنوان بانی و حامی اینترنت هستند هم به در بازی های سیاسی وارد شده اند.در حقیقت به خاطر وجود تحریم های دولتی ،تبعیض را در شرکت های خود به اجرا گذاشته اند.گوگل نیز این تبعیض را برای کاربران ایرانی گذاشته و استفاده از مرور گر کروم را برای ایران تحریم کرده است.شاید وجود تحریم ها و شدت گرفتن آن نه تنها برای ما ایرانیان مضر باشد بلکه برای شرکت های بزرگ تجاری ،فرصت سوز است و موقعیت های تجاری را با ایران به نابودی می کشاند.امید است دولت جدید آمریکا کمی در سیاست های خصمانه خود بر علیه ایران تجدید نظر کند.در هر حال یا حق




Monday, 5 January 2009

کرامات انسانی


همیشه در حرکات و جنبش های احساسی ،دو دسته افراد وجود دارند.عده ای با حضور و تحسن و شعار به مقابله بر می خیزند و عده ای دیگر نقش انفعالی تری ایفا می کنند.بی شک از نظر هر گروه رفتار و اعمالشان درست و منطقی است،چرا که همیشه حضور دست جمعی قشر های مختلف تاثیرات بیشتری دارد.اما گاهی هر دو گروه کمی زیاده روی می کنند و با رفتار غیر دیپلماتیک نه تنها تاثیر مثبت در محکوم کردن نمی گذارند بلکه باعث وجود امدن زیان نیز می شوند.در حمله به غزه و کشتار مردم بی گناه غزه نیز چنین اتفاقی  در ایران افتاده است و دو دسته بین مردم بوجود آمده،عده ای که تحسن می کنند،جایزه برای سر سران عرب تعیین می کنند و یا با نیروی انتظامی کشوربرای فتح سفارتخانه ها در گیر می شوند(عجیب اینجاست که آنچنان با خشم با نیروی انتظامی در گیر می شوند که نعوذ و بالله انگار سرباز دشمن را میزنند)که صد البته با تدبیر به موقع رهبری جلوی چنین اعمال غیر دیپلماتیکی که به زیان نظام بود گرفته شد، و عده ای دیگر هم هستند که کلا مخالف حمایت از مردم غزه هستند ؛و میگویند به ما چه مگر مردم غزه در جنگ ایران چه کردند
اما هر دو گروه باید بدانند که وقتی کرامت انسانی به زیر سوال میرود و انسان های بی گناه مورد تهاجم و کشتار قرار می گیرند ،بر هر انسان آزاده ای چه مسلمان ،چه مسیحی ،چه یهودی و...واجب است که فریاد بزند و خواستار پایان جنگ شود،چه این جنگ در فلسطین باشد چه در هر کجای دنیا.خون و خون ریزی بخصوص ریختن خون بی گناه در هرجای عالم  حرام است.پس همه با هم فریاد بزنیم :جنگ نه

Saturday, 27 December 2008

دنیای نا آرام



جنگ بی شک یکی از زشت ترین ابتکارات بشری بوده که چیزی جز مرگ و ویرانی به بار نمی آورد.امروز در واپسین روز های سال 2008 جهان باز شاهد ویرانی دیگر بود.مردم غزه امروز شاهد فرود آتشین بمب هایی بودند که حق شان نبود.ما ایرانیان شاید بهترین منبع و مرجع باشیم که از جنگ و خون ریزی ،سال هاست داغ دیده ایم. شاهد پرپر شدن ها بوده ایم و هنوز پس از سال ها فرزندان این آب  و خاک را بدرقه خاک می کنیم.نمی دانم چرا جهان نباید هیچ وقت روی آرامش ببیند.افغانستان،عراق،غزه،،لبنان و هزار ویک نقطه دیگر.شاید باید برای تنازع بقا،خون داد ،شاید باید برای رونق اقتصاد ،خون داد،شاید جنگ و خون ریزی تبدیل به یک واژه شناخته شده باشد اما زشت و کثیف است.کاش روزی می رسید که دنیا در آرامش مطلق می بود ،آرزویی که هیچ گاه محقق نخواهد شد.برای همه باز ماندگان جنگ آرزوی صبر می کنم.

Tuesday, 23 December 2008

لنگه کفش پراکنی


از روزی که خبرنگار تلویزیون البغدادیه در سالن کنفرانس خبری نخست وزیر عراق،نوری المالکی و جورج بوش رییس جمهور آمریکا که روز های پایانی حکومت خود را در کاخ سفید می گذراند، کفش های خود را به سمت بوش پرتاب کرد،تقریبا یک هفته گذشته است  و موج تازه ای ازکفش پراکنی ها در سراسر دنیا به صورت نمادین آغاز شده است .اما سوال اینجاست که چنین حرکتی در یک کنفرانس مطبوعاتی ،جلوی چشم دنیا به نفع و ضرر کیست؟آیا با پرتاب یک کفش سیاست آمریکا در عراق تغییر کرد و یا نیرو های آمریکایی عقب نشینی کردند؟گاهی وقت ها حرکات خود جوش می تواند عواقب وخیمی برای دولت و مردم کشور ایجاد کند.شاید این خبر نگار احساسی دست به اقدامی زده است که مهر تاییدی بر باز گشت دموکراسی به عراق باشد و این یعنی یک پیروزی برای دولت بوش که در عراق مردم آنقدر آزادند که به سمت رییس جمهور یک کشور کفش پرتاب می کنند،چیزی که در همه جای دنیا مرسوم است و کار تازه ای نیست ،تخم مرغ و گوجه فرنگی جایش را به لنگه کفش داده است .گاهی مبارزات احساسی به این گونه، عواقب جبران ناپذیری را می تواند داشته باشد.همیشه گفتگوهای دیپلماتیک تاثیر بهتر و بیشتری دارد. 

Sunday, 30 November 2008

باز هم انتخاباتی


داستان  تبلیغات زود هنگام تر انتخابات نسبت به دوره های قبل به طور عام و حضور دوباره سید محمد خاتمی در انتخابات به طور خاص، از بحث های روز است  و تقریبا در تمامی محافل خصوصی و عمومی محوریت یافته است .پیرامون دولت دهم و چرا و چون هایش قبلا نوشته ام اما به طور متمرکز امروز در رابطه با شخص سید محمد خاتمی می نویسم.دوم خرداد 76 برای هم نسلی های من یاد آور تغییرات بنیادی در ساختار نظام  سیاسی کشور بود و مسیر و جریانات کشور به حمایت رای میلیونی مردم تغییر داد.اما در انتخابات نهم ،جریان اصلاح طلبی که دو دوره در کشور حاکم بود نتوانست که این جریان را در کشور ادامه دهد ،هر چند که در انتخابات مجلس هم این عدم حمایت از طیف اصلاح طلب آغاز شده بود.اما در این مجال به درس تاریخ نمی پردازیم ،اما حضور و یا عدم حضور خاتمی در این انتخابات می تواند جریان حاکم را به سمت و سویی دیگر هدایت نماید.با توجه به اینکه در همه کشور های دنیا رییسان جمهور دوره های اول در دوره دوم نیز پیروز انتخاباتند ،این مهم در ایران نیز صادق است اما  تنها حضور خاتمی می تواند ،نه به یقین ،این استاندارد تاریخی را تغییر دهد . اما اگر خاتمی نیاید دیگران شانس کمتری برای پیروزی دارند اما حضور وی باعث موج سومی خواهد شد که نوید روزهای بهتری در عرصه های بین المللی ،اقتصادی وسیاسی و اجتماعی را خواهد داد.اما اعلام این کاندیداتوری باید تا دقیقه نود به تاخیر افتاد ،چرا که دقیقه نود گل طلایی خواهد بود .هر چه پیش آید امید است که تنها خیر مردم در بین باشد همین و بس ،مردم و بخصوص قشر مستضعف ،که بی شک  انقلاب وامدار آنهاست ،نیازمند آرامش و راحتی است که امروز با توجه به شرایط حال حاضر روز های سختی را سپری می کنند اما اگر خاتمی نیاید کدام یک از رجال سیاسی شانس و جایگاه مردمی بهتری دارند؟بی شک مردم ایران چشمان تیز بینی دارند و در انتخابات بعدی حضورشان چشم گیر تر از همیشه خواهد بود.در هر حال شب خوش

Friday, 28 November 2008

خاتمی از نگاه نیما دهقانی

چند روز پیش شعر نیما دهقانی را پست کردم (اینجا بخوانید)البته که قسمتی از آن را که خود نیما در پویش دعوت از خاتمی خوانده بود در اینجا قرار دادم که امیدوارم اگر ندیده اید حتما دقایقی را برایش صرف کنید که به حق ارزش شنیدن را دارد .اما حضور دوباره خاتمی  در انتخابات تبدیل به سوالی برای همه مردم ،چه مخالف و چه موافق شده است .در روز های آینده حتما دست نوشته ای را به این موضوع اختصاص خواهم داد و نظرم را در این مورد خواهم نوشت که اگر بیاید و یا نیاید چه می شود و یا چه نمی شود.فعلا حرف های نیما را بشنوید


Saturday, 15 November 2008

کمی از دولت دهم


این روز ها  ،بخصوص در بحث سرنوشت دولت دهم مطلب زیاد نوشته می شود . و تقریبا همه در فضای کمی مبهم این روز ها گیج و گنگ شده اند. همچنین مطرح شدن نام های بزرگ و درخشانی از رجال سیاسی کشور بر ابهامات حال حاضر می افزاید.نام هایی چون خاتمی ،میر حسین موسوی ،قالیباف ،کروبی ،ولایتی ،رضایی ،روحانی و سایرین هر روز به گوش می رسد ،هرچند که فعلا تنها آمدن حجت الاسلام کروبی قطعیت دارد.اما از  این رجال سیاسی که بی شک و بدون هیچ مشکلی از پس کنکور شورای نگهبان با رتبه های خوب قبولی برخواهند آمد ،کدام یک قدرت و توانایی رقابت با رییس جمهور را خواهد داشت .هر چند که هیچ خبری از آمدن یا نیامدن محمود احمدی نژاد رییس جمهور نیست اما حضور وی در انتخابات غریب به یقین است .اما حضور هر یک از رجال سیاسی در انتخابات  ریاست جمهوری دهم که دارای کارنامه درخشان کاری در سال های گذشته هستند ،می تواند رقابت را داغ ترو جذاب تر کند.خاتمی پرچم دار اصلاحات با کارنامه درخشان اقصادی در طی هشت سال حکومت (هر چند با کمی ارفاق)،میر حسین موسوی با کارنامه ای که هیچگاه از اذهان ملت در دوران جنگ تحمیلی پاک نخواهد شد ،باقر قالیباف ،شهردار موفق تهران و فرمانده مدیر نیروی انتظامی ،کروبی یار صدیق امام ،ولایتی وزیر خارجه ای هوشیار و طبیبی حاذق ،محسن رضایی فرمانده ای شجاع ،حسن روحانی نماینده ای شجاع در مجلس و مذاکره کننده ای لایق و سایرین که اگر بیایند کوله باری از لیاقت و تجربه راهمراه دارند .اما چه کسی سکان دار دولت دهم خواهد بود در شرایطی که اوضاع اقتصادی دنیا رو به وخامت است و پیش بینی های همگان از سختی های پیش روی دولت دهم است .باید منتظر بود تا زمان انتخابات دوره دهم 

Tuesday, 11 November 2008

حس نقد پذیری

مراسم چهره های ماندگار را دیدم، کاربسیار پسندیده ای است که توسط سازمان صدا و سیما هفت سالی است که برای ماندگاری بزرگان علمی کشور پیگیرانه انجام میشود.شاید خیلی ها از سخنرانی هایی که انجام می شود خوششان نیاید اما همیشه اینگونه سخنان حرف های بسیاری دارد.سخنرانی رییس سازمان، حاوی نکات بسیار زیبایی بود که بی پروا بیان کرد و صد البته که از بی پروایی خود در آخر پوزش خواست اما بی شک مطلب را به خوبی ارائه داد و آن هم نقد پذیری و تحمل سخن مخالف است ،چیزی که به عقیده خیلی ها در این روز ها حکم کیمیا است .حس نقد پذیری!!!اما شعری که نیما دهقانی شاعری طنز پرداز و خوش ذوق و جوان در پویش دعوت از خاتمی خواند واقعا مثال روشنی از حس نقادی و نقد پذیری است .هر چند که نمیشناسمش اما شعرش حرف های زیادی دارد .اگر حوصله کردید تا انتها بخوانید.
سلام آقا محمد با ارادت و عرض احترام از روی عادت
به رسم خوب ایام رفاقت نوشتم نامه تا گیرم سراغت
نوشتم نامه ای با عشق و امید اگر خطم بده لطفاً ببخشید
گمانم برده ای مارا ز یادت؟ منم ... «کبلا مرادو» از ولایت
چه ایام خوشی با هم سپردیم چه بحث و گفتمان‌هایی که کردیم
حدوداً دوم خرداد بودا ... دل مردم ز غم آزاد بودا
مث برق و مث توفان گذشت‌ها ... به یادت هست که؟ هفتاد و هشت‌ها
کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی‌ست بدون تو تو ده صلح و صفا نیست
به این شدت که نه ... اما خدایی محمد خاتمی! ... جداً کجایی؟
تو یاهو وقتی آن هستم که نیستی کلوب و سیصدوشصتم که نیستی
نه اخبار و نه بیست و سی میایی هنوز چپ می‌زنی؟ یا با اونایی؟
دل مردم براتان تنگه تنگه ... «حتی خاطرات تلختم واسه ما ... خیلی قشنگه!»
(زیادی شد اگر این مصرع فوق ولیکن شد پر از احساس و از ذوق! (با تشکر از گروه سون)
همه اینجا سلامی می‌رسانند اگرچه اکثراً چندی‌ست خوابند
ولی شکر خدا این کدخدائه می‌گن قلبش طلاس ... دستش شفائه ...
اصن دست روی هر چی که می‌ذاره طلا می‌شه ... سه سوت! ردخور نداره
خدا مرگم بده ...كافر شدم باز چرا این‌گونه شد این نامه آغاز؟
به قول شاعر رند نظرباز(؟!) بدون نام او کی نامه شد باز؟
«به نام حضرت باری تعالی»
( بدین صورت شروع شد نامه ... حالا!)
محمد خاتمی ... حالت چطوره؟ بگو دانم که احوالت چطوره؟
هنوز کیفیت به کوکه ... شاده جونت؟ هنوز سبزه سرت؟ سرخه زبونت؟
دماغت چاقه؟ اوضات خوبه سید؟ هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟
هنوز هم بی‌جهت می‌خندی یا نه؟ به نافت گفتمان می‌بندی یا نه؟
(در صورت حذف بیت زیر جایگزین شود لطفاً)
هنوز دل به همه می‌بندی یا نه؟ به ریش جامعه می‌خندی یا نه؟
هنوزم طالب اصلاح هستی؟ به قول کدخدا ... گمراه هستی؟
اگر از حال ماها هم بخواهی سلامت ... شادمانی ... روبه راهی
تمام مردم ده خوب خوبند زنان مثل قدیم ... در رفت و روبند
و مردان مثل سابق گرم کارند نه معتادند و نه دیگر خمارند
جوونای ده پایین و بالا ... همه دنبال تحصیلن به مولا!
نه ماهواره نه علافی ... نه هیزی ... نه کوکائین ... نه شیشه ... نه مریضی
از اون روزی که رفتی از ده ما از این رو شد به اون رو کل اوضا(ع)
خلاصه از جلو ... پایین و بالا به ما خوب می‌رسن ... الحمدللا
كريم اوقلي که گاوش شیر می‌داد! همون که سهم آب و دیر می‌داد
درست شد وام تعمیرات خونه‌اش ... جواد هم زن گرفته نوش جونش!
خودت دیدی که ده چی بود ... چی شد زن اوستا غلام هم ساکشنی شد!
می‌گن جراحی کرد هفتاد و نه بار ... حالا باید ببینيش ... روم به دیوار!
پس از یک دوره فعل و انفعالات ... هزار الله اکبر ... از کمالات!
همه خوشحال و شاديم و غمي نيست دگر بحث حضور خاتمي چيست؟
تمام گاوها ... گوساله‌ها خوب عموها ... عمه‌ها و خاله‌ها خوب
مراتع سبز ... شالی‌ها به سامان هوا عالی ... بهاری ... ناز ... مامان!
می‌گم راستی رضاتون چونه؟ سید؟ هنوزم درسشو می‌خونه سید؟
می‌خواست دکتر بشه از اون قدیما؟ تهش شد یا که زایید زیر درسا؟
نوشتی توی آن دستخط پیشی می‌خواد دکتر شه ... می‌گفتی: «نمی‌شی!»
یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا که مدرک می‌ده مفتی ... ده تا ده تا!
به زیرک‌ها ... به دانشجوی باهوش ... مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش!
رفیقت بود که یک ذره تپل بود ... مشاور بود اگرچه، عقل کل بود!
دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟ هنوز چیز می‌نویسه توی سایتش؟
فرامرز بچه مش اصغرآقا براش کامنت می‌ذاره ... روزی صدتا
آخه پهنای باند ما زیاده ... یه جورایی سر شیرش گشاده
خدا قوت بگو به این رئیسا ... چه حالی داد به این وب‌لاگ نویسا ...
پروکسی و مروکسی ما نداریم صدا داریم ولی سیما نداریم!
همه چی اینورا آزاد و مفته اینو بی‌بی توی اخبار شنفته
رسیور این طرف‌ها هم حلاله عرب ست این وری ... سمت شماله!
می‌گن ارزونی بی‌سابقه است این انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟
اصن دنیا به یک هو زیر و رو شد شنیدی بوش چطور بی‌آبرو شد؟
شنیدی چیزی از طرحای تازه؟ (قلندر خوابه و شب هم درازه؟)
جلو قاچاق خشخاشو گرفتن شنیدی کل اوباشو گرفتن؟
خدا خیرش بده ما که رضاییم نباشه، دسته جمعی کله پاییم
ز وضع قوت گر خواهی بدانی پریم تا خرخره از شادمانی
اگر یک دو نفر هم شکوه دارند از آن مزدورهای جیره خوارند
ملالی نیست اینجا طبق آمار به جز دوری تو آن هم نه بسیار ...
برنج و نان و گندم هست کافی می‌گم راستی توهم با قالیبافی؟!
ببینم توی دوری از ریاست ... خبرهایی شنیدی از سیاست؟
شنیدی گنجی و آزاد کردن؟ به شدت مردم و ارشاد کردن؟
شنیدی توی دانشگاه زنجان ... شنیدی چیزی از الهام و کردان؟
شنیدی برج میلاد و فروختن؟ شنیدی می‌شه چند تایی گرفت زن؟
خلاصه وضع ما که بی‌مثال است گرانی؟ چی؟ تورم؟ نه ... محال است
«برنج آنجا کیلویی خون باباست؟» برو سید، اینم از اون جواباست
برنج اینجا نهایت صد تومان است مرامی، بهترین جای جهان است
خیار و سیب‌زمینی مفت مفت است همان‌طوری که در آمار گفته است ...
تورم یک دو در صد «رشد» کرده ... گرانی سوی مردم «پشت» کرده ...
تساهل معنی تازه گرفته ... نمونه‌اش قافیه در مصرع فوق!!
تمام شد جیره کاغذ ولیکن حکایت همچنان باقی‌ست
عمراً خلاصه می‌کنم ای خاتمی جان ببین من چه خوشم: «آخ جانمی جان!!»
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست نیازی به حضور خاتمی نیست
به جان تو خوشیم بسیار سید! حالا می‌خوای بیای چی کار سید؟
برو هر جا که حال کردی سفر کن اصولاً فکر ده از سر به در کن ...
برو ایتالیا ... قسطنطنیه ولایت را دودر کن کی به کیه؟
فقط رفتی اگر از این بیابان سلامم را رسان لطفاً به باران ...
در آخر این تو و این وضع ایران ...
حالا می‌خوای بیا ... می‌خوای بپیچان!
توضیح: به علت طولانی بودن مطلب از عکس فاکتور گرفتم.شرمنده

Tuesday, 4 November 2008

دو انتخاب

کدام یک آینده آمریکا را در دست خواهد گرفت؟
خیلی ها مثل من،اخبار امروز مجلس را از دقایق آغازین استیضاح دنبال کردند.این همزمانی با انتخابات آمریکا ،نه از جهت زمانی و موضوعی بلکه تاریخی قابل اهمیت بود.در ایران با رفتن وزیر کشور و ثبت تاریخی این واقعه در تاریخ سی ساله اخیرایران ،بار دیگر بر همگان ثابت شد که دروغگویی و عدم صداقت بر هیچ کس قابل تحمل نیست ،چه همصدا و چه مخالف.در هر حال شاید این درس خوبی برای همگان باشد که دروغ و خیانت در صداقت غیر قابل بخشش است . اما اتفاق دوم که نه تنها در تاریخ آمریکا،بلکه در تاریخ جهان قابل توجه است رقابت بین نامزد دموکرات ها و جمهوری خواهان بود. انتخاب باراک اوباما می تواند نام وی را به عنوان اولین رییس جمهور سیاه آمریکا ثبت کند ،ارزویی که سال ها سینما گران هالیوود آن را به تصویر می کشیدند اما هیچ وقت وقوع این امر را پیش بینی نمی کردند.در هر حال دنیا شاهد تحولات گسترده ای خواهد بود و امیدوارم که این تحولات به نفع کشور ما باشد.الله و اعلم
پی نوشت: خوب مبارک است 44امین رییس دولت آمریکا هم مستر اوباما شدوآقای رییس جمهور،دکتر احمدی نژاد هم به آقای اوباما تبریک گفت (اینجا بخوانید) پس ما هم می گوییم مبارک است .البته که منظور مبارک، غلام شما نبود.

Wednesday, 24 September 2008

انتظار و کمی پراکنده


امروز داشتم فکر می کردم انتظار چیزه شیرینی ِ ،انتظار برای دیدن مسافرایی که برات خیلی عزیزن.مسافرایی که برای داشتنشون ماه ها و سال ها انتظار کشیدی و لحظه ها را به هم کوک زدی.حس قشنگی است برای تجربه کردن با هم بودن دوباره راه سختی رو طی کردیم ،هممون ،

چقدر سخته آدم به صورت محاوره ای بنویسه ولی یه حس ِ دیگس نه؟.در هر حال برای من بعد از دیروز که پایان نامه ام رو تموم کردم یه فصل جدید باز شد که باید منتظره اتفاقات جدید و شاید کمی پیچیده باشم. هر چه قسمت باشد راضی ام به رضای حق.

این روزه ها هوای مهر ،هوای قشنگی ، البته اینجا ،ایران شنیدم که بوی پاییز میاد.بوی پاییز رو دوست دارم. یاد جوونی ها بخیر، پاییز زیاد تر میرفتیم کوه پیمایی،یاد درکه و دربند و جمشیدیه بخیر.چه زود گذشت ،دوستانم هر کدام به سمت و سویی هستند و مشغول زندگی.

دنیا فصل عجیبی را در عرصه اقتصادی شاهد است ،غول های بزرگ اقتصادی یکی بعد از دیگری به زمین می خورند و حتی تزریق پول و حمایت دولت ها نیز کمکی نمی کند. موج اقتصادی در ایران نیز ویرانی های زیادی داشته است تا جایی که مظاهری را نیز با خود برد.مظاهری مردی منطقی بود و خوب در مقابل فشار های عجیب و غریب مقاومت کرد ودر آخر هم رفت.اما ازاداره دنیا و آخر و عاقبت آن نیز بگذریم به پراکنده آخر و داستان کمپین یا پویش برای آمدن خاتمی می رسیم .جریانی که شاید نتیجه آن کاملا مشخص است.خاتمی،بی شک تنها کسی نیست که بتواند سکان این کشتی را به دست بگیرد و چهره ها و اشخاص قوی ترو شاید مدیر تری در کشور وجود دارند که از خاتمی نیز بهترند اما خاتمی تنها کسی است که همه بر کاندیداتوری او اتفاق نظر دارند و بس.چهره هایی چون آقایان : قالیباف ،نوری ،ناطق نوری ،جاسبی ،و سایرین که این روز ها اسم هایشان می آید و می رود ،بسیارند ،به قولی کشور شاهد وفور رجل سیاسی است و این در حالی است که تنها خاتمی از همه طیف ها و جناح های مختلف ،حمایت می شود.اما آیا خاتمی می آید یا نه ،سوالی است که تا روز های آینده مشخص می شود.اما با توجه به شرایط موجود خاتمی برای خیلی ها اسطوره است اما باید بدانیم که هاشمی با آن همه قدرت و حمایت ............شاید من اشتباه کنم .در هر حال هر کسی که هدایت این کشتی را به دست بگیرد چه احمدی نژاد و چه خاتمی و سایرین ،با شرایط خطرناکترو سخت تری از لحاظ اقتصادی ،سیاسی و ...نسبت به سال های قبل روبرو خواهد بود . درهر حال شب خوش

Monday, 15 September 2008

آغاز ماراتن برای ریاست جمهوری


یکی از اتفاقات نادری که در سی سال گذشته و پس از انقلاب این روز ها شاهد آن هستیم ،آغاززود هنگام فعالیت های انتخاباتی برای ریاست جمهوری است. شاید در هیچ دوره ای از دوران دولت های ایران ،ازیک سال و اندی قبل از انتخابات ،فعالیت های انتخاباتی به این داغی نبوده که امسال تجربه می کنیم . گروه های مختلفی از احزاب مختلف ،جنگ های روانی را برای حمایت و تخریب شخص یا اشخاصی آغاز کرده اند . در حقیقت تنور انتخابات خیلی زودتر از معمول روشن شده است . اما آقای خاتمی مثل همیشه بسیار حرف متینی زندند که :" به جای آنکه بگوییم چه کسی بیاید و چه کسی نیاید، بهتر است بگوییم آنکه می آید چه بکند و چگونه امور را سامان دهد. "(اینجا بخوانید). در حقیقت شرایط پیش آمده در کشور، اعم از داخلی و خارجی و عدم استفاده صحیح از موقعیت های پیش آمده همچون افزایش قیمت نفت وهمچنین تورم و اوضاع معیشتی مردم ، باعث گردیده که دلسوزان نظام برای بهبود شرایط فعلی از تمامی مهره های موجود خود استفاده کنند .اما ماه های آینده بی شک کشور آبستن تحولات داخلی خواهد بود که احزاب و جناح های کشور را فعال تر خواهد کرد.اما چه پیش خواهد آمد و چه کسی خواهدآمد الله و اعلم.

Wednesday, 10 September 2008

بابا بیا بابا بیا ،خواجو ز کرمان آمده


ورود به بعضی از حوزه ها ،نیازمند مطالعه و تحقیق وسیعی است و صد البته که رعایت باید ها و نباید ها یا به قولی خط قرمز ها الزامی است. یکی از حوزه ها که دارای وسعت و تنوع موضوعی است ،مسائل مربوط به سیاست می باشد که به نظر من بدون پشتوانه علمی مناسب ،ورود به این دریای خروشان کار دشواری است. همیشه در تقریر های روزانه سعی بر آن داشتم که در این حوزه حتی الامکان وارد نشوم اما گاهی به قولی از دستم در می رود و به عنوان دلسوزی برای جایی که متعلق به من است و من به او،گاهی چند خطی را با رعایت اصول به عنوان دست نوشته می نویسم چرا که نه در حوزه سیاست مطالعاتی علمی داشته و نه تجربه آن را دارم .چرا که به نظرم هر خط و کلمه ای که به ضرر کشور از طرف هر شخص حقیقی و یا حقوقی گفته شود ،خیانت به کشور و مردم است. هدف از این پیش مقدمه تنها به خاطر این بود که بگویم در حوزه سیاست تنها نظرات شخصی از روی دلسوزی است ،چرا که بی شک یقین دارم در پس هر تصمیمی هدفی نهفته است و همیشه گفته ام که صلاح مملکت با خسروان است .

اما این روزه ها استان کرمان کمی خبر ساز تر از سایر استان ها بوده است ،روز های قبل با بیان تراژدی رنگ ها خبر سازی کرد و امروز هم راه و ترابري استان و معاونت راهسازي اين اداره کل که ورود ارباب رجوع زن به اين اداره را ممنوع اعلام کردند!!!!!اینجا بخوانید. از این جا به بعد رو بار ها نوشتم و پاک کردم ،چرا که تمام نوشته هایم به اسلام طالبانی ختم می شد ،چیزی که تمام بزرگان دین ما و تشیع آن رانفی کرده و می کنند .پس ترجیح دادم که چیزی ننویسم و قضاوت را به شما واگذار کنم

Monday, 1 September 2008

چراغی که به خانه رواست ......اه ببخشید برق رفت

مرحوم مغفور توماس ادیسون

بی شک انتقاد سازنده یکی از راه های پیشرفت است .جمله ای که شاید برای خیلی از مدیران تراز اول کشور خوشایند نباشد،تا جایی که عدم موفقیت خود را با نام مقدس دین رفع و رجوع می کنند. همانند جملاتی که این روز ها در پی نتایج و حرف های مدیران شنیده میشود همانند :شکست در اسلام وجود ندارد و یا در نظام اسلامی ،استعفا معنا ندارد. هیچ شکی نیست که در دنیا طوفان اقتصادی ویرانگری برای همه کشور های دنیا از توسعه یافته و نیافته وجود دارد ،اما مشکلات زیر ساختی در این کشور ها وجود نداشته و ندارد.یکی از مشکلاتی که سال ها بود مردم شاهد آن نبودند ،قطعی برق است که این روز ها با برنامه مدون در حال اجرا است ،ان هم برای صرفه جویی !!!!،شنیدن این جملات در سال 1387 کمی خنده دار است .سال های جنگ و کم بود ها تمام شده است ،در آمد ها نوجومی حاصل ازنفت توان سرمایه گذاری را افزایش داده است. یاد تبلیغی افتادم که سال های پیش برای یکی از شرکت های بیمه پخش می شد ،وقتی جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود؟ آیا این کمبود ها نشان ضعف مدیریت ها و عدم توجه به برنامه توسعه بیست ساله ایران 1404نیست،ایران مترقی و پیشرفته ؟با چنین جهت گیری هایی؟دکتر امیری ،عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی گفت: «کسری اعتبارات و عدم سرمایه‌گذاری جدی در توسعه نیروگاههای برق، از مشکلات جدی بخش انرژی کشور است»(آفتاب)شاید بجای سرمایه گذاری در صنعت برق فلان کشور ضعیف و فقیر، در کشور بی برق خود سرمایه گذاری می کردیم. به قول ضرب المثل قدیمی چراغی که به خانه رواست.......نمی توان دیگر مشکلات کشور را به پای کمبود های گذشته گذاشت.در اسلام ناب محمدی اگر شکست وجود ندارد ، پیروزی وجود دارد ،اگر استعفا وجود ندارد ،امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد .بزرگان کشور و دلسوزان نظام باید چاره ای بیاندیشند.وقت تنگ است و زمان در حال گذر

Saturday, 26 July 2008

سلامی چو بوی خوش آشنایی

اعتراض گروهی از مخالفین جنگ در روبروی مجلس انگلستان

وقفه چند روزه در نوشتن دست نوشته هایم به علت مسافرت به لندن بود که جاذبه های توریستی و تاریخی آن مرا چنان مجذوب خود کرده بودکه در جایی که اینترنت بی سیم به داخل اتوبوس های درون شهری هم رسیده ا ست،خود را به دور از دنیای پر هیاهوی اینترنت نگاه داشته بودم، بدون هیچ خبر و وب گردی های روزانه .شاید دور شدن از این دنیا و تفکر در کنار آثار تاریخی شهر لندن فرصتی مناسب بود برای شناخت درون و برون.در هر حال صد ها عکس و مطلب در روز های آینده گوشه هایی از سفر چند روزه من را به نمایش خواهد گذاشت.در مورد عکس بالا حضور صد ها تن از مخالفین جنگ در جلوی پارلمان انگلیس برایم جالب بود و جالبتر وقتی شد که با پلاکارد بالا روبرو شدم و یاد نوشته خودم در مورد جنگ نه افتادم (اینجا بخوانید ) به هر صورت جنگ و خشونت در هیچ جای دنیا ثمری جز نابودی و هزاران کشته و زخمی نخواهد داشت . امروز در قرن گفتگوی تمدن ها زندگی می کنیم و در دست نوشته های بعدی که در مورد موزه بریتانیا خواهم نوشت ، خواهید دید که چگونه تمدن ایرانی در موزه ملی بریتانیا جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است . در هر حال شب خوش خوش